دنیای غریب پدر سالاری

خرید بک لینک

توضیحی وجود ندارد. آنچه در پی می اید همه تفسیر است.

برای درخواست رمز لطفا آدرس ای میل یا وبلاگ معتبر خود را در کامنت خصوصی قید کنید. البته تضمینی نیست که رمز برای همه ارسال شود. وبلاگ تازه تاسیس هم قبول نیست.
Sexism, Racism, Ageism and Homophobia
Are not welcome in this area

دنیای غریب پدر سالاری...

ما را در سایت دنیای غریب پدر سالاری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: دوشنبه 29 مرداد 1403 ساعت: 16:22

توضیحی وجود ندارد. آنچه در پی می اید همه تفسیر است.

برای درخواست رمز لطفا آدرس ای میل یا وبلاگ معتبر خود را در کامنت خصوصی قید کنید. البته تضمینی نیست که رمز برای همه ارسال شود. وبلاگ تازه تاسیس هم قبول نیست.
Sexism, Racism, Ageism and Homophobia
Are not welcome in this area

دنیای غریب پدر سالاری...

ما را در سایت دنیای غریب پدر سالاری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1403 ساعت: 1:30

توضیحی وجود ندارد. آنچه در پی می اید همه تفسیر است.

برای درخواست رمز لطفا آدرس ای میل یا وبلاگ معتبر خود را در کامنت خصوصی قید کنید. البته تضمینی نیست که رمز برای همه ارسال شود. وبلاگ تازه تاسیس هم قبول نیست.
Sexism, Racism, Ageism and Homophobia
Are not welcome in this area

دنیای غریب پدر سالاری...

ما را در سایت دنیای غریب پدر سالاری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 17:51

درگیر شدن با مسئله هویت شخصی و جمعی کار آسونی نیست. چقدر باید سخت باشه که هر لحظه بودن خودت و جامعه ات را لرزان و سست ببینی. ولی چه می شه کرد. بودن مسئله ای برامده از جزم و قطعیت نیست. بودن عین نبودن مسئله ای غیرقابل حل و توضیحه. ما هستیم و باید هر ثانیه با این مسئله روبرو باشیم که هیچ دو ثانیه ای شبیه بهم نیست. حالا در بینابین این بودن و نبودن که رنگ و روی فلسفی اش نشان از هیچ قطعیتی نمی ده، ماندن و نازیدن به توهمات شناختی از خود حقیقتا خنده داره. خنده دار چون گاهی تلخی بیش از حد حقیقت را فقط با ضرب و زور خنده می توان تحمل کرد. پس بگذارید بخندیم به تمام چیزهایی که به آن می نازیم. به دین و باور، به شرف و حثیت، به آبرو، به تاریخ، به سوابق مشعشع، به کتاب هایی که به خاطر بند شدن به هویتی خاص بهشون بند شدیم، به باورهایی که فکر کردیم نهایت بهروزی را برامون به ارمغان می اورند، به شرفنامه های اخلاقی و مرام نامه های معرفتی، به تذکره نامه ها و وصایا، به کتاب های تاریخ و مافیها و به هر چیزی که فکر کردیم کمک مون می کنند با آن ثانیه های به هم ناشبیه راحت تر کنار بیاییم. اره بهتره به همه این حرف ها بخندیم. لابد از یک جایی به بعد زندگی می شه دلیلی برای ماندن و پیدا کردن چیزهایی که مضحکه محسوب می شوند، که در ان لحظات وقتی به رفتن و نبودن فکر کردیم دلمون خوش باشه که باقیمانده ها غرق مضحکه ای هستند که هنوز کشفش نکرده اند. حقیقتا ماندن و دیدن این که بالاخره همه متوهمین خواهند دید یا با تمام وجودشون حس خواهند کرد که ( به قول خدا می دونه کی ) " هر آنچه محکم و قوی است دود می شود و به آسمان می رود"خیلی خوشاینده. من که خوشحال می شوم فرو ریختن دیوار کج باور آدم ها را ببینم. شم دنیای غریب پدر سالاری...ادامه مطلب

ما را در سایت دنیای غریب پدر سالاری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 13:04

اخیرا خودم را درگیر خواندن کتابی کرده ام که مثلا خیر سرش خیلی جدی و مهمه و خوب واقعا هم هست اما نه انقدرها که فکر می کنه. عنوانش هم مثل کتاب هایی از این دست دو بخشه: What Went Wrong?: Weste Impact and Middle Easte Response این کتاب شاید ترجمه شده باشه اما من اخیرا دز گنده...وزی ام زده بالا و کلا فارسی خواندن را منوط به وبلاگ خوانی کرده ام. آره سواتم که هنوز ته چاهه اما ادا اطوارم سر کشیده به فلک. حالا بگذریم. دارم این کتاب را با سرعت لاک پشتی پیر و سرگشته می خوانم و هر از چندی چند تا فحش آبدار به جاناتان می دهم. بعد پشیمون می شم و از فرافکنی دست می کشم، مسئولیت بی سواتی ام را می پذیرم و بر می گردم به کتاب. حیران می شوم که چطور ندانسته و نخوانده واو به واو حرف های برنارد لوئیس را رساله دکترام انعکاس داده ام و عرق شرم به صورتم می شینه که چرا من این پیرمرد هاف هافو که تا سن صد سالگی مثل اسب، بی وقفه به مسلمانان می تاخت را جدی نگرفته بودم. حالا از برای پرداختن بهای این غفلت عظیم، خودم را خار و سبک کرده و کنار یک مشت ابله تر از خودم نشسته ام و شاگردی استادانی را می کنم که از برنارد لوئیس بیزارند و حاضر نیستند قبول کنند که این جهود هاف هافو همچین بیراه هم نگفته. یک جای کار اشتباه شده و اما به جای جبران، شمشیر از رو بستیم و دخل هر چه اسلام و مسلمان بود را به بهای انتقام گیری از استعمارگران فاسد در آوردیم و بعد تو سر زنان در تلاش برای جستن از منجلابی به اسم خاورمیانه به دامان همان استعمارگران پناه بردیم که تو را به خدا بیایید و اجازه بدهید در آستان امن ممالک شما لحظه ای آسوده باشیم. آنها هم شلاق پشیمانی از تاریخ استعمار بر پشت کوبان، بدون اینکه سرزنش مون کن دنیای غریب پدر سالاری...ادامه مطلب

ما را در سایت دنیای غریب پدر سالاری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 14:50

صفحه بندی